الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

386

الغدير ( فارسي )

كنت مولاه . . » معناى مالك بر تصرف سبقت به فهم نگيرد ( متبادر بذهن نشود ) ناچار بطور مساوى منسوب به تمام معانى خواهد بود و آن را بهمهء معانى حمل خواهيم نمود ، مگر آنمعانى كه در حق او ( على عليه السّلام ) امكان حمل ندارد ، از قبيل : معتق و معتق ، در نتيجه اين معنى ( مالك براى تصرف ) داخل در معانى محتمله است و معنى ( سزاوارتر ) و مفيد از آن ملك تصرف است و هنگاميكه ( بنص فرموده پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ) او اولى ( سزاوارتر ) بمؤمنين از خود آنها باشد ، امام خواهد بود ، و از جملهء آن كلماتست قول رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله : « من كنت وليّه فهذا وليّه » ولى بر حسب تبادر بفهم مالك براى تصرف است ، اگر چه در غير آن استعمال شود ، و بنابر اين معنى است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : « و السلطان ولى من لاولى له » يعنى : و سلطان ولى كسى است كه وليّى براى او نيست ، مرادش ملك تصرف در عقد و نكاح است ، يعنى : براى سلطان ( 1 ) است ولايت در او هنگاميكه بسته و خويشاوندى موجود نباشد و اين معنى بر سبيل حقيقت است ، پس على القاعده زماني كه دليلى بر تخصيص به معناى خاص نباشد بايد كلمه حمل به تمام آنها بشود . 14 - شيخ احمد عجيلى ، شافعى ، در « ذخيرة المآل شرح عقد جواهر اللآل في فضائل الآل » بعد از ذكر حديث غدير و داستان حارث بن نعمان فهرى گويد : و اين از نيرومندترين دلايل است بر اينكه على رضى اللَّه عنه اولى ( سزاوارتر ) است بامامت و خلافت و صداقت و نصرت و پيروى نمودن از او باعتبار احوال و اوقات و خصوص و عموم و در اين سخن مناقضه ( و منافاتى ) وجود ندارد با آنچه گذشت و آنچه انشاء اللَّه تعالى خواهد آمد داير باينكه در يمن بعض از همراهان آن جناب ( على عليه السّلام ) كه با او بود درباره او سخن ( ناروائى ) گفت ( پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ) در مراجعت از حجّش خطبه اى ( مشعر بولايت او ) ايراد فرمود براى آگاه نمودن خلق به منزلت و قدر او و ردّ سخن ( ناروائى ) كه بعض از همراهان او ( در يمن ) گفته بود

--> ( 1 ) عبارت اصل بجاى سلطان لفظ امام است ولى بديهى است كه در اينجا منظور سلطان است .